الملا فتح الله الكاشاني

68

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

درهاى شما را بست و در حجره على را گشود و چون منافقان و مشركان در حجرهء امير المؤمنين را گشوده و درهاى خانه غير او مسدود ديدند گفتند كه الا ان محمدا قد ضل فى على خداى تعالى اين آيه فرستاد كه * ( وَالنَّجْمِ إِذا هَوى ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَما غَوى ) * و بدانكه تسميهء آن حضرت به صاحب به جهت آنست كه وى مامور بودى بمصاحبت مشركان به جهت رسانيدن دعوت بايشان و در تفسير طبرسى آورده كه غوى بمعنى ضل است و تكرار آن به جهت تاكيد و مبالغه در نفى ضلالت از آن حضرت و گويند كه معنى ما غوى آنست كه خايب نشد محمد از اصابهء رشد و از رسيدن بمثوبت و كرامت نزد حضرت عزت به جهت سعى نمودن در باب دعوة و هدايت * ( وَما يَنْطِقُ ) * و سخن نگفت * ( عَنِ الْهَوى ) * از روى نفس و ميل طبع خود يعنى نطق او به قرآن و بجميع احكام ايمان به هوا و آرزوى نفس او نيست * ( إِنْ هُوَ ) * نيست نطق او * ( إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) * مگر وحيى كه فرود آمده مىشود بوى يعنى آنچه به او گويا مىشود از جانب او سبحانه است نه از راى خود اينكلام دالست بر بطلان قول باجتهاد آن حضرت در احكام شريعت هم چنان كه زعم مخالفان است و اينكه بعضى در جواب اين گفته‌اند كه هر گاه حق سبحانه تسويغ اجتهاد نموده باشد براى او از طريق وحى پس اجتهاد وى و آنچه مستند به آن باشد وحى باشد كلامى است غير مقبول و جوابى است غير معقول زيرا كه اين هنگام اجتهاد عين وحى نباشد بلكه چيزى باشد كه بسبب وحى از آن حضرت واقع شده باشد و حال آنكه آيه دالست بر اول نه بر ثانى و بدانكه موحى وحى از جانب جناب احديت به حضرت خاتميت جبرئيل است عليه التحية و السّلام كما اشار اليه جل ذكره * ( عَلَّمَه شَدِيدُ الْقُوى ) * و اين اضافه غير حقيقت است زيرا كه اضافه صفت مشبهه است بفاعل خود و در اين تقدير كه ملك شديد قواه و ايراد قوت به صورت جمع به جهت مبالغه است در شدت قوت و معنى اينكه بياموزانيد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم را يعنى وحى فرود آورد به او فرشتهء كه سختست قوتهاى او مراد جبرئيل است كه در نهايت شدت قوت است و از شدت قوت او بود كه شهرستان قوم لوط را از زمين بركنده باجنحه خود گرفت و چندان به آسمان نزديك رسانيد كه او از سكان آن بلدان فرشتگان آسمان شنيدند و بعد از آن آن را به زمين منقلب گردانيد و قوم ثمود را بيك صيحه هلاك گردانيد و نيز به جهت شدت قوت او است كه هبوط و صعود او بر انبيا سريعتر بود از چشم برهم زدن و مرويست كه او در ارض مقدسه ابليس را ديد كه با عيسى عليه السّلام سخن ميكرد بال خود را متحرك ساخت و بادى كه از آن حركت متموج شده بود او را باقصى جبل هند انداخت و نيز در صفت او ميفرمايد كه * ( ذُو مِرَّةٍ ) * صاحب حصافت و ثخانت و عقل و رؤية و خداوند متانت در ديانت و امانت و از ابن عباس منقولست كه ذو مرة بمعنى ذو منظرة است